پرتو- واژه ها را درست بنویسیم.

 پنجشنبه، ۱۶ خرداد ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
غلط ننویسیم(۱۱۲)


طلا
در عربی [طَلیا به معنای اندودن(به روغن یا قطران
یا زعفران)» و طَلا به معنای «اندوده» است و طِلاء
به «هر چیز که برای اندود کردن به کار رود»
اطلاق می شود.

بنا بر این [طَلیا و مشتقات آن در
عربی لزوماً مربوط به «زر» (یا «طلا»ی مستعمل
در فارسی) نمی شود مگر آنکه کلمۀ ذهب(= زر»)
را به صراحت ذکر کنند، مثلاَ [طَلیا  بِذَهَبِ یعنی
«زر اندود کردن».
در فارسی لفظ طلی ( یا طلا) را از عربی گرفته
و نخست به صورت صفت و به معنای«زراندود»
به کار برده اند:

آن همه ناموس و نام چون درم ناسره
روی طلی کرده داشت هیچ نبودش عیار (سعدی، مواعظ)
و زرطلی، یعنی«زر مخصوص اندود کردن»،
توسّعاً به معنای «زر خالص» به کار رفته است:
وجود مردم دانا مثال زرّ طلی است
به هر کجا که رود قدر و قیمتش دانند (گلستان سعدی، 120)

سپس لفظ طلی (با طلا) به «زر محلول که بر روی پارچه یا
کاغذ یا پردۀ نقاشی یا چینی و جز اینها مالیده اند» اطلاق
شده است.
پرنیان و نسیج بر نااهل
لاجورد و طلی است بر دیوار  (گلستان سعدی114)

در دوران متأخر این لفظ از این معنی نیز تجاوز کرده
و در فارسی به معنای «مطلق زر(چه محلول و چه
غیر محلول)» به کار رفته است.
امروزه طلا فقط به همین معنی رایج است و برای
افادۀ معنای «زراندود» مطّلا می گویند که از

ساخته های فارسی زبانان است.

 


طُلاب
این کلمه در عربی جمع طالب است، ولی
در فارسی در دورۀ متأخر آن را به عنوان
جمعِ طَلَبه به کار می برند و اشکالی ندارد.

 


طَلَبه
این کلمه در عربی جمع طالب است و در متون
قدیم فارسی نیز به صورت جمع و به معنای
«طالبان علم» به کار رفته است:
«شک نیست که افاضت عِلم آنجا (= در بغداد)
میسّرتر است و اسباب ساخته تر و طلبۀ علم آنجا
بیشترند» (مکاتیب فارسی غزالی، 44)
اما از چند قرن پیش این کلمه را در فارسی
به منزلۀ مفرد و به معنای «محصل علوم دینی»
به کار می برند و به طُلّاب جمع می بندند و
اشکالی ندارد( در عربی طلّاب مانند طلبه جمع
طالب است، طُلّاب).

 

 

 

*برگرفته از: غلط ننویسیم/ استاد ابوالحسن نجفی

*گردآوری: سوسن بیانی