پرتو- هنر آموزید که مُلک و دولتِ دنیا اعتماد را نشاید.

 شنبه، ۱۸ خرداد ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
برگی از گلستان

حکیمی پسران را پند همی‌داد که: جانان پدر، هنر آموزید که مُلک و دولتِ دنیا اعتماد را نشاید1

و سیم و زر در سفر بَر2، محل خطر است، یا دزد به یک بار ببرد، یا خواجه به تفاریق3 بخورد. اما هنر

چشمه زاینده است و دولت پاینده وگر هنرمند از دولت بیفتد، غم نباشد که هنر در نفس خود،

دولت است هر کجا که رود قدر بیند و در صدر نشیند و بی هنر لقمه چیند و سختی بیند.

سخت است پس از جاه تَحَکّم بردن4
خو کرده به ناز جور مردم بردن5

 

وقتـی افتــاد فتنـه‌ای در شـام6
هرکس از گوشه‌ای فرا رفتند
روستا زادگان دانشمند
به وزیری پادشا رفتند
پسران وزیر ناقص عقل
به گدایی به روستا رفتند

 


1.سلطنت و بخت و اقبال دنیا قابل اعتماد نیست
2.در سفر
3.اندک اندک
4.برای کسی که صاحب مقام بوده فرمانبرداری سخت است
5.برای ناز پروردگان سخت است از مردم ستم و ظلم دیدن
6.سوریه

 

 

 

*برگرفته از: گنجور «سعدی» گلستان  باب هفتم: در تأثیر تربیت

*گردآوری : سوسن بیانی