پرتو- دانش پزشکی برای رسیدن به پیشرفت هایی که ما اکنون ناظر آن هستیم مراحل پر فراز و نشیبی را گذراند.

 دوشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
جراحان سنت گرا و حسادت

دانش پزشکی برای رسیدن به پیشرفت هایی که ما اکنون ناظر آن هستیم مراحل پر فراز و نشیبی را گذراند. تا نیمۀ دوّم قرن نوزدهم پزشکان از وجود میکرب ها آگاه نبودند و همین امر، اکثر اعمال جرّاحی را سرانجام با شکست مواجه می ساخت. در قرن نوزدهم مردان بزرگی چون پاستور، لیستر و سیمل وایس درصدد یافتن علل عفونت و چگونگی مبارزه با آن بودند. در این میان سیمل وایس سرنوشتی دردناک داشت:
«پیشرفت دانش بشری در زمینۀ فیزیولوژی بدن انسان و علم تشریح موجب تغییرات اساسی در شیوه های جرّاحی شد. در آغاز قرن نوزدهم جیمز یانگ سیمپسون با کشف داروی بیهوشی اعمال جرّاحی را بیشتر متداول ساخت. با کشف این دارو پزشکان، بیماران را که به اعمال جرّاحی نیاز داشتند بیهوش می کر دند و آنگاه به آرامی اعمال دقیق جرّاحی را انجام می دادند؛ امّا هنوز یک چیز خوفناک باقی مانده بود.
معمولاً پس از عمل جرّاحی بیمار برای چند روزی خوب بود و امید سلامت کامل او می رفت، امّا در بیشتر موارد این بهبودی چند روزی بیش طول نمی کشید. به تدریج محّل بخیه ها متورّم می شد و آثار چرک و عفونت در اطراف آنها پدیدار می گشت. مدّتی بعد زخمهای عفونی تبدیل به قانقاریا می شد. در این گونه موارد پزشکان مجبور می شدند عضو فاسد شده را فوراً قطع کنند و این کاری بود که اغلب به مرگ بیمار منجر می شد.
در قرن نوزدهم پزشکانی چون جوزف لیستر و سیمل وایس تحقیقات و پژوهشهایی را برای درک و شناخت علل این عفونتها آغاز کردند. در میان این پزشکان، سیمل وایس سرنوشتی غم انگیز داشت. او پزشک یکی از زایشگاههای شهر وین بود و از مرگ برخی از زنان، مخصوصاً آنها که با عمل جرّاحی( سزارین) وضع حمل می کردند، سخت رنج می برد، او پس از یک سلسله آزمایشها متوّجه شد که مرگ اکثر آن مادران به علّت ایجاد عفونت ها در محلّ بخیه هاست و این عفونت ها نیز به علّت وجود باکتریها و میکربها می باشد. از همین رو سخنرانیهای بسیار در سالن کنفرانس زایشگاه تشکیل داد و با ذکر مدارک و شواهد،علل عفونت ها را شرح داد و راههایی برای جلوگیری از این عفونتها پیشنهاد کرد. امّا همکاران سیمل وایس به جای پشتیبانی از این پیشنهادها به مسخرۀ او پرداختند و حتّی چند جرّاح سنّت گرا او را دیوانه نامیدند. سیمل وایس به آزمایشهای خود ادامه داد و در نظریّات خود پای فشرد. او در یکی از یادداشت های خود نوشت: بگذارید آن مردان حسود هر چه می خواهند بگویند. من حتّی اگر بتوانم از درد یک بیمار بکاهم و یک انسان را نجات دهم برایم کافی است.
امّا حسودان بیکار ننشستند. آنها تبلیغات شدیدی را بر ضدّ سیمل وایس آغاز کردند و حتّی از دولت خواستند که جرّاح انساندوست را به تیمارستان بفرستند. مأموران دولت، سیمل وایس را دستگیر کرده، به تیمارستان بردند. سیمل وایس حتّی در تیمارستان نیز با وسایلی اندک و محدود به آزمایش های خود ادامه داد. او در اندیشۀ یافتن مادّه ای بود که بتواند بوسیلۀ آن باکتریها را از بین ببرد.
سرانجام سیمل وایس از تیمارستان بیرون آمد، ولی دیگر او را به بیمارستان راه نمی دادند. او شخصاً در خانه به آزمایشهای خود ادامه داد. در سال 1865 دکتر سیمل وایس به علّت آزمایش های مداوم با موادّ سمّی، مسموم شد و جان سپرد و به درستی شهید راه حقیقت و انساندوستی لقب گرفت.»1

 

 


1.محمود حکیمی، انسان، میکروسکوپها و موجودات زنده. انجام کتاب، تهران- 1365، ص 201.

 

 

 

 

*برگرفته از: کتاب هزار و یک حکایت تاریخی/ محمود حکیمی

*گردآوری: سوسن بیانی نیک