پرتو- واژه ها را درست بنویسیم.

 دوشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
غلط ننویسیم(۱۱۳)

طلیعه/ طلایه
در عربی طلیعه ( در جمع :طلایع)به «آن قسمت از لشکر که پیشاپیش فرستاده می شود تا اخبار دشمن را معلوم کند یا پیرامون لشکر را زیر نظر داشته باشد» اطلاق می شود و مجازاً به معنای هر چیزی است « که پیشاپیش بیاید و از ورود کسی یا وقوع پدیده ای خبر دهد.» این کلمه در متون ادبی فارسی به ندرت به کار رفته است:
«عکس رخسارش ساقۀ صبح صادق را مایه داده بود و رنگ زلفش طلیعۀ شب را مدد کرده» (کلیله و دمنه، 261).
«صبح صادق طلایع نور به اطراف آفاق فرستاده» (جوامع الحکایات،ج1،قسم3،ص 54).
اما طَلایه فارسی شدۀ طلیعه یا طلایع است و به همان معانی به کار می رود:
«از جاسوس فرستادن و از کار خصم خویش آگاه بودن غافل مباش و به روز و به شب از طلایه فرستادن تقصیر مکن»(قابوس نامه، 223).
«سپیده به مشرق طلایۀ  آفتاب است»(التّفهیم، 67).
«معشوق را از عشق نه سوداست و نه زیان. اگر وقتی طلایۀ عشق بر او تاختنی کند و او را نیز در دایرۀ عشق آورَد آن وقت او را نیز حسابی بود از روی عاشقی»(سوانح، 48).

 

 

طوطی:
این واژه فارسی است، ولی از قدیم آن را با حرف «ط» نوشته اند و امروز نیز به همین صورت نوشته می شود.

 

 

طوفان/ توفان
بعضی به گمان اینکه کلمۀ طوفان اصلاً فارسی است آن را به صورت توفان می نویسند و حتی بعضی از فضلا توصیه کرده اند که صورت اخیر به کار رود. اما اصل این دو کلمه و معنای آنها یکی نیست. طوفان کلمۀ عربی(ظاهراً از اصلِ یونانی) و به معنای«باد و باران بسیار شدید» است. ولی واژۀ فارسی توفان صفت است و به معنای «غرّان، دمان» است و ربطی به «باد و باران بسیار شدید» ندارد. این واژه صفت فاعلی از مصدر توفیدن به معنای «فریادِ بلند کشیدن» یا «غرّیدن و خروشیدن» است:
ز آوازِ گِردان بتوفید کوه
زمین شد ز نعل ستوران ستوه     (فردوسی)
واژۀ توفنده به معنای «غرّنده و خروشنده» نیز از همین فعل مشتق شده است.

 

 

 

*برگرفته از: غلط ننویسیم/ استاد ابوالحسن نجفی

*گردآوری: سوسن بیانی