پرتو- انگلیسیها می خواستند گندم مردم سیستان را با قیمتی نازل از دست آنها بیرون بیاورند و مردم حاضرنمی شدند.

 سه شنبه، ۲۱ خرداد ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
نشانه هایی از تمدّن و انساندوستی!!

تاریخ ایران حوادث بسیاری از ظلم و ستم استعمارگران روسی و انگلیسی را ثبت کرده است. مأموران این دو کشور استعمارگر با مردم ایران رفتاری غیر انسانی داشتند.

مهدی فرّخ (معتصم السّلطنه) در خاطرات خود به حادثه ای اشاره می کند که نشان دهندۀ رفتار مأموران متمدّن!! و انساندوست!! انگلیسی با مردم ایران است:
«سال 1234 قمری بود که من به عنوان کارگزار و سرحدّدار سیستان به آن ایالت رفتم. کلنل پریدوکس، قنسول انگلیسی، در واقع حاکم مطلق سیستان بود. این قنسول توانسته بود رکن الوزراء کارگزار سابق را نایب الحکومۀ سیستان کرده، درویش علی میرزا رئیس نظمیّه وقت را مطیع خویش سازد. من در یک چنین شرایطی به سیستان رسیدم. مردمِ لخت و گرسنۀ سیستان از ظلم قنسول انگلیس به ستوه آمده بودند. انگلیسیها می خواستند گندم مردم سیستان را با قیمتی نازل از دست آنها بیرون بیاورند و مردم حاضرنمی شدند.


وقتی من به سیستان رسیدم، دیدم که قنسول انگلیسی به طور وحشتناکی دارد با مردم بدبخت سیستان رفتار می کند. هر کس که به او گندم نمی داد لختش می کرد و تنش را شیره می مالید و بعد او را جلوی آفتاب سرپا نگه می داشت. او این کار را می کرد که زنبورها روی تن مردم لخت بنشینند و نیش بزنند و آنها از شدّت درد و شکنجه، ناچار گندمها را مفت به قنسول تحویل بدهند.».1

 

 

1.خاطرات سیاسی فرّخ(معتصم السّلطنه)، سازمان انتشارات جاویدان، تهران- 1345، ص 8.

 

 

 

*برگرفته از: کتاب هزار و یک حکایت تاریخی/ محمود حکیمی

*گردآوری: سوسن بیانی نیک