پرتو- برای بازسازی ویرانه های جنگ اعلام آمادگی کردم. دوبار داوطلبانه برای بازسازی مناطق ویران شده رفتم. یک بار به بوسنی و هرزگوئین و یک بار به کوه های تاترا در اسلواکی که در ساختن راه آهن کارگری کردم.

 پنجشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
بانو توران میرهادی، آفریننده فرصت ها از تهدیدها

دکتر توران میرهادی متولد 1306ه.ش در شمیران، دارای دکتری روان شناسی از فرانسه و عضو هئیت علمی آموزش ضمن خدمت آموزش و پرورش می باشد.وی دبیر اجرایی کتاب «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» بود.کتاب مذکور ، در دوره شانزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان کتاب سال برگزیده شد. وی برگزیده همایش طرح سپاس درسال86 در فرهنگسرای سینا می باشد.


پدر توران میرهادی از دانشجویان اعزام شده به خارج از کشور بود. درزمینه راه و ساختمان و مکانیک و راه آهن دیپلم مهندسی گرفت و در آلمان با بانویی هنرمند مجسمه ساز به نام گرتا دیتریش (مادر خانم میرهادی ) ازدواج کرد وآنها در سال 1299 باهم به ایران آمدند. مادر وی نیم قرن در ایرن زندگی کرد و شاهد تحولات بسیاری بود که پدر نیز همراه دیگران در آن نقش داشت. ایشان داراِی دوبرادر است که برادرکوچکتر از خودش (فرهاد) در سانحه تصادف از دنیا رفت.


خاطرات کودکی :

مادر توران میر هادی اگر چه آلمانی بود ولی بچه ها را ایرانی بار آورد.تحصیل در مدرسه ایرانی دنبال شد و زبان رایج در خانه فارسی بود. حتی گاهی نیز مادر برای آشنایی فرزندان خود با ادب فارسی مجالس بحثی با شرکت اهل ادب تربیت می داد، هرچند که معتقد بود که باید به یادگیری زبانهای دیگر هم پرداخت، زیرا هر زبانی را دروازه ای می دانست بر فرهنگ غنی کشورهای دیگر.


خانم میر هادی از خاطرات این دوران خود چنین می گوید: 

آلمانی یاد گرفتن ما، ماجرایی خاص داشت. در طی سال تحصیلی، آموزش به صورت شفاهی بود.مادر به زبان آلمانی موضوعی را مطرح میکرد و ما گاه نیمی فارسی و گاه نیمی آلمانی پاسخ می دادیم. ولی وقتی مدرسه تمام می شد و ما به شمیران (در دوران داغ تابستان در آنجا ساکن می شدیم) می رفتیم، درس روزانه شروع می شد. صبح به صبح شش روز هفته سر ساعت هشت و سی مادر، سبد خیاطی خود را با جوراب های سوراخ شده ما بر می داشت و روی نیمکت می نشست و ما پنج نفر را به نوبت صدا می زد. کتاب آلمانی ساده ای را پیش روی ما می گذاشت. می دوخت و یا وصله می کرد و ما می خواندیم و پاسخ می دادیم. هرکدام نیم ساعت آموزش می دیدیم.


تحصیلات رسمی و حرفه ی :

توران میرهادی در کنار تحصیل در تابستانها  از محضر مادر خود برای یادگیریزبان آلمانی بهره می جست. وی پس از آن که زبان آلمانی را فراگرفت ، برای یادگیری زبان فرانسه نزد معلمی توانا فرستاده شد و زبان انگلیسی را در دبیرستان نوربخش به خوبی آموخت. مقطع تحصیلی دبیرستان را در سال 1324 به پایان رساند. از آنجایی که خانم میر هادی به علوم و به ویژه زیست شناسی علاقمند بود، در نتیجه در دانشکده علوم در رشته طبیعی ثبت نام کرد. وی در سال 1325 مدرک کارشناسی زیست شناسی را از دانشگاه تهران دریافت کرد. خانم میر هادی متأثر از فلسفه و ارزش ها و چگونگی ارتقای انسانی از مرحله غریزی به مرحله عرفانی تصمصم به ادامه تحصیل در رشته روانشناسی و تعلیم و تربیت پیش دبستانی را گرفت. وی علیرغم تمایل پدر تصمیم گرفت که به فرانسه عزیمت کند.ایشان پس از پایان تحصیلات در سال 1330 به ایران بازگشت.


خاطرات و وقایع تحصیل :

توران میرهادی از سفر خود به فرانسه که جنگ جهانی دوم تازه به پایان رسیده بود و در اروپا ویرانی و قحطی بیداد می کرد ، چنین می گوید:
مردم کشورهای اروپایی در شرایط سختی زندگی می کردند. من چون هنوز بیست ساله نشده بودم.  هر روز جیره مختصری دریافت می کردم. در آن هنگامه برای بازسازی ویرانه های جنگ اعلام آمادگی کردم. دوبار داوطلبانه برای بازسازی مناطق ویران شده رفتم. یک بار به بوسنی و هرزگوئین و یک بار به کوه های تاترا در اسلواکی که در ساختن راه آهن کارگری کردم. در فرانسه بودم که خبر شوم تصادف برادرکوچک ترم و از دست رفتن او به من رسید.


استادان و مربیان :

توران میر هادی در سالهای 1323 و 1324 که در این سالها مبارزه با بیسوادی در کشور شکل می گرفت از محضر استادانی چون جبار باغچه بان و دکتر محمد باقر هوشیار بهره مند شدند.


همسر و فرزندان :

توران میر هادی در سال 1331 با سرگرد جعفر وکیلی ازدواج کردو در سال 1333 با از میان رفتن همسر ،کانون گرم و پر مهر خانواده متلاطم شد. ثمره این ازدواج تولد پیروز وکیلی (دکتر در ریاضی کاربردی ) در سال 1332بود. ایشان در سال 1335 با آقای محسن خمارلو ازدواج کرد ماحصل آن ،دو فرزند پسر بنام های کاوه خمارلو (1336)، دلاور خمارلو (1345 - مهندس برق ) و یک فرزند دختر بنام پندار خمارلو (میر فخرایی )در سال 1340 بود. همسر وی در سال 1358 دار فانی را وداع گفت.

 

 

 

*برگرفته از: راسخون

*عکس از: سی و یک نما

*گردآوری: سوسن بیانی


مطالب مرتبط