پرتو- برای شناخت درست از وقایع تاریخی و افرادی که سازنده این تاریخ هستند، باید تعصبات را کنار گذاشت و وقایع و انسان ها را همانطور که بودند، باور کرد و شناخت صحیحی نسبت به منابع دست اول پیدا کرد.

 يکشنبه، ۱۶ تير ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
زورآزمایی پادشاهی صفوی با پادشاهی عثمانی

می دانیم که شاه عباس از عیب مبرا نبود. خشم ناگهانی او و قساوتش بود که او را وادار به کور کردن و قتل پسرانش کرد اما فراهم آوردن لشگری آدمخوار توسط شاه عباس و نگهداری آنان در نزدیکی خود امری است که از حاکمی همچون وی بسیار بعید می نماید. کسی که به راحتی می تواند انسانی را زنده، تکه تکه کرده و ببلعد، بی تردید هیچگونه پایبندی و تعلق خاطری ندارد. اینگونه انسان ها را به راحتی می توان با پرداخت پول خرید و وادار به هر کاری ولو قتل ارباب شان کرد.

شاه عباس دشمنان بسیاری داشت که خواهان مرگش بودند. از برخی سردمداران سرخورده قزلباش تا طرفداران ترک های عثمانی و حتی افراد خانواده خود شاه، بودند کسانی که با اجیر کردن این آدمخوارها، آنان را وادار کنند تا همان بلایی را که بر سر مجرمان می آوردند، در مورد شاه اجرا کنند.

چه چیز باعث می شد تا شاه عباس این موجودات وحشت آور و غیرقابل اطمینان را در نزدیک خود نگهدارد؟ شاید داستان واقعا به گونه دیگری است. باید فکر کرد و دریافت چرا نویسندگان درباری دوره صفوی تا این اندازه سعی در ترسناک جلوه دادن دربار شاهان خود داشتند؟ این بزرگنمایی ها را می توان سیاستی در دور کردن دشمنان داخلی و خارجی دانست.

توجه داشته باشید که دشمن بزرگ صفویان یعنی ترکان عثمانی دارای درباری به مراتب رعب آورتر و هراسناکتر از صفویان بودند. آیا می توان این اخبار را نوعی زورآزمایی و همترازی با امپراتوران عثمانی دانست؟
 

 

 

*برگرفته از : برترینها

* گردآوری: سوسن بیانی

 


مطالب مرتبط