پرتو- میرزا رضای کرمانی سالها قبل از آنکه ناصرالدین شاه حاکم جابر و ستمگر زمان خویش را به قتل برساند برای شکایت از ظلمی که به او شده بود به تهران آمد.

 چهارشنبه، ۱۹ تير ۱۳۹۸
 0
نسخه قابل چاپ
برای ما هم گریه کنید


میرزا رضای کرمانی سالها قبل از آنکه ناصرالدین شاه حاکم جابر و ستمگر زمان خویش را به قتل برساند برای شکایت از ظلمی که به او شده بود به تهران آمد. در تهران نه

تنهاکسی به دادش نرسید بلکه نایب السّلطنه کامران میرزا فرزند ناصر الدین شاه او را به حبس انداخت و 22 ماه در زندان قزوین و چندی هم در انبار شاهی با نهایت

سختی محبوس بود. حاج سیّاح که مدّتها در زندان قزوین هم بند و هم زنجیر میرزا رضا بود، ضمن شرح شکنجه های زندان می نویسد:


«دهۀ محّرم بود. سعدالسّلطنه مجلس تعزیه دایر کرده بود. اطعام می نمود و صدای روضه خوان و گریه کنندگان به گوش ما می رسید. وقتی میرزا رضا را برای قضای

حاجت بیرون بردند، او به صدای بلند فریاد کرد: ای کسانی که برای قضیۀ هزار و سیصد سال پیش گریه می کنید! برای ما گریه کنید که بی تقصیر ما را حبس و زنجیر

کرده اند. عیال و اولاد ما از ما بی خبرند و احدی به دیدن ما نمی آید. باز [لااقل] اسرای کربلا را دیدن می کردند و به [آنها] خرما و نان می دادند. آخر ما مسلمانیم...»1

 

 

1.خاطرات حاج سیّاح، ص 387.
 

 

*برگرفته از: کتاب هزار و یک حکایت تاریخی/ محمود حکیمی

*گردآوری: سوسن بیانی